تبلیغات
فدای سرت - برای تو

 

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



پنجشنبه 27 بهمن 1384:برای تو

 


این اولین صفحه از دفتر خاطراتم هست که خودم با خواندنش یاد شب های طولانی می افتم .


وقتی هستی

هیچ‌کس زودتر از من
لبخند نمی‌زند
به روی تو
حتا بیداری!

تو می‌دانی
از مرگ نمی‌ترسم
فقط حیف است
هزار سال بخوابم
و خواب تو را نبینم.


هیچ‌کس زودتر از من
به باز شدن چشم‌هات نمی‌رسد
حتا خورشید.

وقتی نیستی
بهانه می‌گیرد
دلم
تلخ می‌شود
سر راه
یک چیز شیرین هم بخر
نان و یک چیز شیرین.

دوستت داشتم
یا بوسم کردی؟

در آینه
گلی بر سینه‌ام
خندان و  صورتی
شکفت.
دست‌هام
یادت نیست
کجا حلقه شد؟

کی از بغلم رفتی
که نفهمیدم
و از سرما
مردم؟

چتر نداشتم
قطره قطره در خودم
می‌چکیدم.

دیگر دلم در تنم
بند نمی‌شود
آقای من!
به دادم برس.

برف امان نمی‌داد
می‌سوختی در تب
ملافه را پس زدم
نه برف امان می‌داد
نه آن ملافه‌ی سفید.


دست‌هام را صلیب می‌‌کنم
جلو میزت
رو به زندگی
و هر چیز سخت.

مصلوب ‌می‌شوم
با تاجی از گل
و رد انگشتانت
تنم را
شیار شیار
شعله‌ور می‌کند.

یک وقت
اشتباهی مرا پاک نکنی!
هر وقت پاک‌کن دستت بود
بگو از روی کاغذت بروم کنار.


وقتی هستی
همه‌ی هستی‌ام را
با لبم
می‌گذارم روی شانه‌هات.


وقتی هستی
نگاهم تاب نمی‌آورد
مثل رنگ
روی تنت شُره می‌کنم.


وقتی هستی
هیچ چیز کم نیست
خدا هم هست آن بیرون
جای پاش هم هست بر برف
چقدر رقصیده بود آن شب!

سلام...سلام...سلام
...هیچ‌کس زودتر از من
به باز شدن چشم‌هات نمی‌رسد
حتا خورشید...

   


 
 

 

عاطفه +عشق , +

ویرایش در [پنجشنبه 27 بهمن 1384] || [11:02 ق.ظ]

[11:02 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 


 مباحث ..

عمومی...15

عشق ...8

غم...1

شعر ...1


 

 نویسندگان..

عاطفه...25


 

 آرشیو ..

اسفند 1384...1

بهمن 1384...1

دی 1384...3

آذر 1384...14

آبان 1384...6


 

 صفحات ..

 

 نوشته های پیشین..

باز عشق حادثه آفر ید ..-
برای تو..-
..-
..-
..-
..-
..-
..-
بهشت و دوزخ ..-
..-
..-
برکت..-
ترس از خوشبختی..-
..-
امروز..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!